روز اول (شنبه 8 فروردین 1388)، جاکارتا (Jakarta)
پرواز Air Asia ما، آن روز ساعت 7 صبح از فرودگاه Kuala Lumpur LCCT مالزی به سمت Bandara Internasional Soekarno Hatta Cengkareng، فرودگاه بین المللی اندونزی، بود و ما ساعت 8 صبح به وقت اندونزی به آن جا رسیدیم (اختلاف ساعت مالزی و اندونزی 1 ساعت و طول پرواز 2 ساعت است).
از قبل از سفر، از طریق یکی از دوستان با آقایی آشنا شدیم که قبول کرد که در این هفته راهنما و راننده ی ما باشد. ایشان را در فرودگاه ملاقات کردیم.
حدود ساعت 12 به هتلمان یعنی Hotel Maharani رسیدیم. هتل 3 ستاره ی قابل قبولی بود. حتما تعجب می کنید که چرا ما 4 ساعت تا هتل در راه بوده ایم!؟ چون که اولا فرودگاه خارج از جاکارتا قرار گرفته و دوم این که هتل دقیقا در نقطه ای متقارن با فرودگاه (نسبت به شهر جاکارتا) قرار داشت و سوم، راننده ی ما خودش اهل جاکارتا نبود، در نتیجه ما همه اش گم می شدیم که البته این باعث شد با طرز زندگی روزمره ی مردم اندونزی بیش تر آشنا شویم. در این حین پدرم یک سیم کارت اندونزیایی به قیمت 25000 روپیه (= 8.33 رینگت) نیز خرید تا انجام مکالمات و ارتباطات آسان تر انجام گیرد.
در هتل، چک این (Check in) کردیم و با راننده برای ساعت 12:45 قرار گذاشتیم. او گفت که در لابی به انتظار خواهد نشست. بیرون آمدیم و به سمت Money Changer راه افتادیم. اولین دلارها را با قیمت بسیار بدی change کردیم و بعد برای ناهار به KFC رفتیم. احساس کردم که قیمت های KFC در اندونزی ارزان تر از مالزی بود. سپس روانه ی پارک بزرگ خصوصی (غیر دولتی) اَنچُل (Ancol) شدیم و در آن جا از دنیای دریا (Sea World) دیدن کردیم. انواع ماهی ها، کوسه ها، لاک پشت ها و سوسمارها در آن جا یافت می شد. در بعضی جاها هم برنامه ی غذا دادن داشتن که همه ی مردم را به آن جا دعوت می کردند و بعد مثلا ناگهان قفسی فلزی که درونش یک غواص بود وارد محفظه ی کوسه ها می شد و برایشان گوشت پرت می کرد. و یا قسمتی بود که به سر یک میله ی پلاستیکی، سر مرغ آویزان می کردند و از مردم دعوت می کردند تا به سوسمارها غذا دهند که من و برنا هم این کار را کردیم! در مجموعه ی تفریحی اَنچُل، قسمت های دیگری همچون دنیای شگفت (Dunia Fantasi)، سینمای 4 بعدی و 3 بعدی، پارک آبی (شبیه سانوی لاگون مالزی)، تلکابین و ... بود که ما به علت کمبود وقت، فقط تلکابین - که معادل انگلیسی آن Gondola است و در اندونزی به آن Kereta gantung می گویند - را انتخاب کردیم.
پس از پایان انچل به میدان فاتاحیلا (Fatahilla Square)، یادگار شهر قدیمی باتاویا (Batavia) – که همان جاکارتای کنونی است – و از زمان هلندی ها پابرجاست، رفتیم. به این قسمت از شهر، “Kawasan Kota Tua” که معنی کلمه به کلمه ی آن “Area City Old” است هم می گویند که یعنی محله ی شهر قدیمی. آن جا متوجه شدم که چه قدر مردم اندونزی مانند ایرانیان و بر خلاف مالایی ها، اهل جنب و جوشند چرا که مردم در پارک به فراوانی یافت می شدند، جوان ها ورزش می کردند، دوستان زیلو می انداختند و ....
بعد از میدان تاریخی Fatahilla، به دیدن اسکله ی سوندا کلاپا (Sunda Kelapa Harbour) رفتیم، اسکله ای که از زمان هلندی ها تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته (Kelapa در زبان اندونزیایی به نوعی نارگیل گفته می شود و سوندا اسم محلیِ چند شهر بزرگ اندونزی (در جاوای غربی) است و زبان سوندا، که با زبان اندونزیایی متفاوت است، زبان همین محله هاست). کشتی های در حال بارگیری و یا خالی کردن بار و همچنین ملوانان زیادی دیدیم و سپس به سمت هتل برگشتیم. جالب بود که برای وارد شدن به اسکله باید پول ورودی می دادیم!
حدود 7:30 شب رسیدیم و برای 8 صبح فردا قرار گذاشتیم.
برنامه ریزی کرده بودیم که در روز تعطیل (شنبه) در جاکارتا باشیم، زیرا شنیده بودیم که فقط در روزهای تعطیل کمی از ترافیک سنگین شهر کم می شود؛ با این حال خیلی جاها با ترافیک سنگین رو به رو شدیم. افرادی بودند که از این شلوغی ها استفاده می کردند، به این صورت که سوتی در دهان می گذاشتند و در بین چهارراه ها و سر ورودی کوچه ی فرعی به خیابان اصلی می ایستادند و به عبور و مرور ماشین ها کمک می کردند و در این حین، از راننده ها پولی می گرفتند. در فروشگاه ها و پارکینگ ها هم همین طور بود، ولی اختلاف این جا بود که در آن جا نگهبانان به جای لباس شخصی، یونیفرم به تن داشتند و به جای سوت، مانند پلیس ها چراغ قرمز رنگی به دست، ماشین ها را به داخل و یا برای خارج شدن، هدایت می کردند و باز از راننده ها پولی دریافت می کردند.
دست فروشان سر چهارراه ها و بچه های چتر به دست در هنگام باران، کاملا فقر عمیق قشری از جامعه را به نمایش می گذاشت.
جالب بود که اندونزیایی ها به پمپ بنزین مانند ایرانی ها می گویند پمپ بنزین! در ضمن قیمت بنزین در آن جا برای هر لیتر 4500 روپیه (1.5 رینگت) بود که در مقایسه با مالزی که قیمت 1.8 رینگت است، ارزان تر بود.
این وبلاگ پاره ای از متون ادبی ایران و جهان را گرد آوری کرده است. نویسنده ی این وبلاگ در نظر دارد با جمع آوری این مطالب، شما خوانندگان عزیز را هر چند برای مدتی کوتاه به تفکر بگمارد.