همه آدمها با هم برابرند، اما پولدارها محترمترند. همه آدمها با هم برابرند، اما دخترها پرطرفدارترند. همه آدمها با هم برابرند، اما بچهها واجبترند. همه آدمها با هم برابرند، اما خانمها مقدمترند. همه آدمها با هم برابرند، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست. در كل همه آدمها با هم برابرند، اما بعضيها برابرترند !
امان از دست این مالزی با این هوای گرمش! فقط کافیه شما 5 دقیقه خونتون یا محل کارتون یا خلاصه هر جایی که کولر داره رو ترک کنین و وارد فضای آزاد بشین تا آبشار نیاگارا ( منظورم عرق است، ببخشید!) از بدنتون جاری بشه! به همین علت هم هست که در هر خونه ای ماشین های لباس شویی، روزانه از فرط کار کردن بسیار، بیش تر از ما انسان ها عرق می ریزند!
خب البته تا این جای کار مشکل چندانی نیست، ولی ممکنه این هوای گرم عواقبی هم داشته باشه...!
یک روز یکی از دوستام، بعد از رسیدن به خانه، طبق معمول، لباسش رو در آورد و تو لباس شویی انداخت و با خیال راحت به کار های روزانه اش مشغول شد. بعد از پایان کار، وقتی که لباسش رو بر روی بند پهن می کرد، دید که گوشی موبایل نازنینش از توی جیب لباسش افتاد زمین و اون قدر خوب شسته شده که از درخشنگی چشم رو می زنه!
حالا دوستم مونده و موبایل از کار افتاده و خرج گران بر دوشش!
پنج ساله بودی: اون خیلی قوی وباهوشه
شش ساله بودی: پدرم از پدر تو باهوش تره
هفت ساله شدی: بابای من از بابای توقوی تره
هشت ساله شدی: همه چیز رو هم نمی دونه،خیلی چیزهارونمی دونه
ده ساله شدی: اون موقعها که پدرم پسر بچه بود همه چی فرق میکرد
دوازده ساله شدی: پدرم هیچی در اینمورد نمیدونه.پیر شده بچگیش یادش نمیاد
چهارده ساله شدی: زیاد حرفهای پدرم روتحویل نگیر ،خیلی پرته
هجده ساله شدی: درک نمیکنه!نمی شه هرحرفی رو بهش زد.شوت میزنه
بيست و يك ساله شدی: به طور مایوس کننده ای پدرم هیچی حالیش نیست
بيست و پنج ساله شدی: بد نیست ازش بپرسم نظرش دراین مورد چیه.هرچی باشه تجربه داره
سي ساله شدی: ترجیح می دم با پدرم مشورت کنم
چهل ساله شدی: موندم چطوری تونست از پس این کار بر بیاد.چقدر عاقله
پنجاه ساله شدی: حاضرم همه چیزمو بدم که پدربرگرده تا من بتونم باهاش حرف بزنم...!
نقل شده از http://shalaghmaz.blogspot.com
« البته این مطلب در مورد مادران عزیز هم صدق می کند! تقدیم به پدر و مادر عزیزم! »
لازم به ذکر است که در هنگام دادن المپیاد ها، بیش تر بچه ها حداقل از یکی از کلاس های درسشان عقب ماندند و از من خواهش کردند که از معلمان بخواهیم که اگر ممکن است، بعضی از درس ها را به صورت کلی برایشان توضیح دهند.
البته این توضیح به نفع دیگر دانش آموزان نیز هست! چون باعث می شود آن ها نیز درس فراموش شده را از نو فراگیرند!
پس خواهشمندیم...!

